ارسال توسط هیات محبان اهل بیت علیه السلام | تاریخ : جمعه 1 اردیبهشت 1391 |
نظرات ()
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خـلـیـل آتـشـین سخن تبــر به دوش بت شـکن
خدای ما دوباره سنگ وچوب شد نیامدی
برای مـا که خسـته ایم و دل شکسـته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمـام طـول هـفـته را در انتظار جمعه ام
دوباره صبح ظهر نه غروب شد نیامدی
ارسال توسط هیات محبان اهل بیت علیه السلام | تاریخ : جمعه 1 اردیبهشت 1391 |
نظرات ()
***عزیزان برای دانلود فایل با کیفیت عالی به لینک های زیر مراجعه نمایید***
در صورت تمایل به استفاده از مطالب نشریه، در بخش نظرات اعلام نمایید تا فایل مطالب آن را نیز برای شما قرار دهیم
برای دانلود بر روی آنها راست کلیک کرده و گزینه ...save Target as را بزنید
صفحه اول:
http://www.irup.in/uploads/%7Bwww.irup.in%7D_13336087781.jpg
صفحه دوم:
http://www.irup.in/uploads/{www.irup.in}_13336096451.jpg

ارسال توسط هیات محبان اهل بیت علیه السلام | تاریخ : پنجشنبه 17 فروردین 1391 |
نظرات ()
نویسنده: آیت الله آقامحمد بید آبادی
بسم الله الرحمن الرحیم
پروردگاری که نعمتهایش را بر مؤمنان، با فرستادن پیامبر اکرم(ص) تکمیل نمود و نعمت هدایت را به اتمام رسانید تا آن حضرت آیات الهی را بر آنان بخواند و آنان را تربیت نموده و کتاب و حکمت را یادشان دهد و آنچه را عقول ایشان یارای درک و رسیدن به آن را نداشته به واسطه پیامبر(ص) یاد گیرند. تا مردمان را در روز باز پسین حجتی بر خدا نباشد و نگویند: خدایا اگر پیامبری میفرستادی ما اطاعت وی را کرده رستگار میشدیم.
خدایی که ظاهر بیانات پیامبران را برای هدایت عموم مردم که خواهان نعمتهای ظاهری میباشند شریعت و قانون؛ و حکمتها و رازهای پوشیده در کارهای آنان را برای مرضهای قلبی و بیماریهای روانی شفا و نجات؛ و حقیقتهای ظاهره از حالات درونی آنان را برای رسیدن اهل حقیقت به بارگاه قدس خویش سبب وسیله قرار داد.
پس قلبها و دلهایمان از درخشش کلمات پرنور آن حضرت نورانی گشت.
خدایی که با حکمتهای الهی و ایمانی قرآن کریم، عقاید و باورهای ما را استوار و اصلاح نمود. و به وسیله احادیث صحیح نبوی و آثار متعالیه علوی ما را از مرضهای درمان ناپذیر شفا بخشید.
پس برترین و پاکترین درودهای خداوند بر آن حضرت و آل اطهارش باد و خداوند به آن حضرت بهترین پاداش را که برای انبیای خود داده، عنایت فرماید، چرا که او راه رسیدن به حقیقت را با التزام به شریعت و پیمودن راه مستقیم خود، برای ما روشن ساخت و نیز برای ما بیان نمود که پند و موعظت، مؤمنان را سود بخشد و متقیان را یادآوری است. همچنین به ما آموخت که خیرخواهی خالصانه برای برادران ایمانی از استوارترین ارکان دین است اگر چه خیرخواهان را دوست نداشته باشند.
منبع: امیری، یاور، چهل نامه عرفانی، قم: تشیع1380
ارسال توسط هیات محبان اهل بیت علیه السلام | تاریخ : جمعه 11 فروردین 1391 |
نظرات ()
نویسنده: آیت الله شیخ حسنعلی اصفهانی(نخودکی)
درباره ابتلا و گرفتاری خود در چنگ مردمان پست و فرو مایه بیندیش. پس بدون تردید چنین ابتلایی به سبب کفران نعمتی است که در مصاحبت اخیار و بزرگان کردهای. به مکافات آن خداوند متعال، تو را گرفتار فرو مایگان نمود تا شناسای قدر و ارزش مصاحبت عزیزان و بزرگواران باشی.
...حرارتی که بر اثر مصاحبت با مردمان بد و شرور در مزاج آدمی پدید میآید جز به وسیله سردی و برودت مصاحبت با نیکان و مردم صالح، زایل نمیگردد.
...پس همچون پشه از این مرتبه مورد اعتماد و مانوس خود به سوی مرتبه بالاتری که مرتبه حق است ترقی نموده و با چشم دل و نه با چشم سر بنگر، پس در گردش نظر خویش اندیشه نما و بشنو که چه میگویندت:
چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی
چون با پای سلوک، بیابانهی خشک و بلند و پست این بادیه را پیمودی، به جهانی گسترده خواهی رسید و از مضایق و مهالک، رهایی خواهی یافت و به باغستانها و درختان و چشمهها و جویباران معنی دست خواهی یافت. اما بدان که وصول به این حقایق شقایق و آن شقایق حقایق، جز با بریدن از وابستگیها و علایق دنیوی حاصل نشود...
از حقیقت بر تو نگشاید دری زین مجازی مردمان تا نگذری
لیکن مادام که چشم بر این متاع بیمقدار دنیای پست، دوخته داری، بدان که معامله تو با زیان همراه، و اساس حیات معنویت هم عنان تباهی است. و روی تو در قیامت عبوس خواهد بود، و گمان مبر که زیرکانه عمل میکنی. پس از این خانه هلاکت پهلو تهی کن و روی به سوی خانه آخرت نما تا روی تو خرم گردد و دیدهات به سوی پروردگار ناظر و روشن شود.
و در این مقام است که توانی گفت: حمد و سپاس خداوندی را که حزن و اندوه از صفحه دل ما زدود، اما تا وقتی که در این دنیای دون که خانه حزن و محنت است، مقام گزیدهای چگونه می توان دعوی کرد که: حمد و سپاس خداوندی را است که حزن و اندوه ما را زایل ساخت؟!
منبع: کتاب نامههای عرفانی /به اهتمام علی محمدیدفتر نشر معارف 1386
ارسال توسط هیات محبان اهل بیت علیه السلام | تاریخ : جمعه 11 فروردین 1391 |
نظرات ()
نویسنده: آیت الله محمد تقی اصفهانی
تو را به تقوا و کشیک نفس سفارش میکنم؛ زیرا، تقوا راه نجات و عامل رستگاری است. هیچ کاری بدون تقوا پذیرفته درگاه ربوبی نشود. تقوا را پلکان بسیار و منزلگاههای والایی است که جز یکتاپرستان مخلص، محو شدگان در حق، فیروزمندان بر هواهای نفسانی و شایستگان درگاه الهی بدان نرسند. سکوی پرش به آن مقامات و درجات توکل، گستن از غیر، پیوستن به حق و فروتنی در راه خدا و در برابر خدا است به گونهای که نفس خود را نبیند، مقامات او را نگیرد و مکانت، موقعیت یافتن نزد مردم را به چیزی نینگارد،خاستگاه بدیها را خود بداند و همه خوبیها و نیکوییها را تفضل حق شمارد.
بدان! بزگترین و بایستهترین کار چنگ زدن به عنایت پیامبر اسلام و اهل پاک او و جلب شفاهت آنان است. آنان چونان ستارگاناند که وقتی یکی از دیده پنهان شود دیگری بدرخشد. آنان خورشید ظلمتزا، آموزگاران اهل تقوا و حجتهای خدا بر آفریدگانند و نیکوترین دعوت، ویژه آنان است. فروغ همه انوار و آشکار کننده و به فعلیت رساننده استعدادها و نتیجههایند. از پرتو نور آنان، هستی پیدا شده است و به برکت وجود آنان استعدادها به فعلیت رسد و موجودات بار و نتیجه دهد. گنجینه اسرار حقاند. آغاز هر گشایش و پایان هر فرجامی به برکت وجود مبارک آنه است. مبادا که از این انوار مقدس غافل شوی و از فیض کامل و همه گیر آنان محروم گردی. از رحمت پر دامنه آنان ناامید مباش. زندگی و خط مشی آنان را الگوی خویش کن. بیگمان، آنان بهترین الگو و پیشوایند.
به دنیا چونان بیرغبتان و رویگردانان بنگر؛ بیتردید، دنیا ساکنان و وطنگزینان خود را به زودی رها میکند. شادیهای آن امیخته با اندوه است. صلابت و نیروی مردانش با ناتوانی و سستی قرین. متاعهای چشم گیر و شگفتآور دنیا فریبت ندهد؛ زیرا آدمی جز کفنی از آنها نخواهد برد.
رحمت خدا بر کسی که بیندیشد ئ عبرت گیرد، پند آموزد ودل آگاه گردد. انچه از دنیا که نمای هستی دارد دیری نپاید و نمود اندکی که از آخرت، در این دنیا میبینی ازلی و جاویدان بماند؛ زیرا هر چه به شمارش در آید ماندگار نیست. آخرتی را که انتظار میبرید به زودی میرسد، و آنچه روی دادنی است بسیار نزدیک است. رحمت خدا بر کسی که جایگاه و اندازه خویش شناسد و پا از کلیم خود بیرون ننهد. در نادانی و جهالت مرد همین بس که اندازه خویش نشناسد. دانشمند واقعی کسی است که اندازه و ارزش خود شناسد و پا از قلمرو وجودی و ارزشی خود بیرون نگذارد، ...
آگاه باش! بدترین افراد کسی است که خداوند او را به خود وانهد و او از راه میانه منحرف شده، بیراهنما به حرکت خود ادامه دهد. چون او را به دنیا و متاع آن خوانند، آغوش گشاید و در انجام کارهای آخرت کسل و بیحال باشد. دریغا! ما در زمانی زندگی میکنیم که معارف دین و معالم هدایت کهنه و فراموش شده است. تنها مخلصان و سر سپردگان به حق در این روزگار نجات یابند. مردانی که در عین شناخت دقیق مردم و حضور در جوامع، ناشناخته و گمنانند. آنان چراغ فروزان هدایت و تابلوی راهنمایند.
اگاه باش! همانا خدا سنت مجازات زود رس را در دنیا از شما برداشته است. اما سنت ابتلا و آزمایش بر پا است؛ چنانچه خدای سبحان فرمود:« انّ فی ذلک لآیات و ان کنا لمبتلین» ما گرفتار دورانی هستیم که نادانیها بسیار است و براهین روشن و کتابهای هدایت بی بها است. گناه و جهالت بر اهل حاکم شده و ستم و تجاوز بر آن استیلا یافته است.
راستی و صداقت کاستی پذیرفته است. دروغ فراوان شده است. در دل، بر یکدیگر کینه و خصومت برند و در زبان اظهار دوستی و محبت کنند. به خدا پناه میبرم از این مردمی که پندهای رسا، سودشان ندهد و حجتهای قاطع گویاشان نسازد، نشانههای روشن پرچمهای راهنما و براهین کامل هدایتشان نگرداند.
منبع: نامههای عرفانی/ علی محمدی: دفتر نشر معارف 1386.ص
ارسال توسط هیات محبان اهل بیت علیه السلام | تاریخ : جمعه 11 فروردین 1391 |
نظرات ()
نویسنده: آیت الله جوادی آملی (حفظه الله)
نباید هیچ گاه از حساب خود غافل بود. در هر حركتی گرچه كوچك باشد، اگر باطل را تقویت كردیم به همان اندازه از دین خدا فاصله گرفتهایم. خدای سبحان میفرماید: «ویل لكل همزه لمزه» قرآن روی حركت لبهای ما تكیه میكند كه مبادا به گونه ای حركت دهیم كه كسی را بیازارد و یا تحقیر كند. چنانكه روی حركت چشم و نحوه دیدن ما نیز حساب میكند: «یعلم خائنه الاعین» پس نبایداز محاسبه خود غافل بود. انسان در همان لحظه كه باطل را یاری میكند از دین خدا غافل است. چون دین خدا با هیچ باطلی سازش ندارد. «قل جاء الحق و ما یبدء الباطل و ما یعید» بگو حق آمد و جا برای هیچ باطلی نیست.
شیطان هر كسی را با تكاثر در رشته خاص او فریب میدهد. اگر كوثر نصیب انسان شد، به تكاثر تن درنمی دهد و افراد كمی دارای این مقام هستند. انسان شب و روز كار میكند؛ یا مشغول آبیاری درخت پر خار و تیغ دار است، یا ریستن پارچه های پرنیانی و ابریشمی. اگر بعد از مرگ رنج میبرد، برای آن است كه عمری زحمت كشیده و درخت خار را آبیاری كرده است. بدزبانی، بددهانی، بدقلمی، آزردن این و آن، همه خار است. گناه و ظلمی كه میكند مانند آبی است كه پای درختهای پر خار خود ریخته است. وقتی به حقیقت پی میبرد كه تمام خارهای این درخت علیه او به كار گرفته میشود. بنابراین باید دید آیا گرفتار تكاثریم یا از كوثری، كه باطن این عالم است چشیدهایم؟
ارسال توسط هیات محبان اهل بیت علیه السلام | تاریخ : جمعه 11 فروردین 1391 |
نظرات ()
نویسنده: حضرت امام خمینی
انسان هر عملی بکند یک ریشهای در نفس پیدا میشود اولش آسان است، یک معصیتی کرد، میتواند زودی برگردد، یک قدری که اضافه شد مشکلتر میشود. هر چه برود طرف پیری این قویتر میشود و انسان ضعیفتر میشود. اراده انسان ضعیفتر میشود، لکن این معانی که انسان گرفتارش بودده زیادتر میشود، نگذارید ببرای زمان پیری توبه ر، نگویید که ما وقتی که حالا رسیدیم به بالاتر، آنوقت، دیگر نمیشود، همین طور وسوسه میکند شیطان تا آخر که نگذارد ما با ایمان وارد بشویم به ان عالم، تمام وسوسههای مقابل دعوتهای انبیا همین است که نمیخواهند ما برسیم به آن نور. شیطان ها نمیخواهند ... باید شیطانها را بشناسید تا نشناسید نمیتوانید دفاع کنید از خودتان ، شیطان خودتان را بشناسید ، شیطان باطن خودتان را بشناسید ، شیطانهای خارجی را هم بشناسید تا بتوانید با آنها جهاد کنید، شیطان باطنی انسان خود آدم است، خود انسان، آ نفسیت انسان، آن هواهای انسان.
منبع: صحیفه نور، جلد 11، ص83.
ارسال توسط هیات محبان اهل بیت علیه السلام | تاریخ : جمعه 11 فروردین 1391 |
نظرات ()
یک داستان کوتاه و شاید واقعی!
جـوان خـیـلــی آرام و مـتـیـن بـه مــرد نـزدیـک شـد و بـا لـحنــی مـوأدبـانـه گـفـت:
بـبـخـشیـد آقـا! مـن مـیتـونـم یـه کـم بـه خـانـوم شمـا نـگـاه کـنـم و لـذت بـبـرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد:
مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... گه میخوری تو و هفت جد آبادت، خجالت نمیکشی؟
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحشهای مرد عصبی شود و عـکـسالـعـمـلـی نـشـان دهـد ، هـمــانـطــور مــؤدبــانــه و مـتـیـن ادامـه داد:
خیلی عذر میخوام فکر نمیکردم این همه عصبی و غیرتی بشین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت میبرن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیـرم کـه نـامـردی نکرده بـاشـم ... حـالـا هـم یقمو ول کنین، از خیـرش گذشتـم.
مرد خشکش زد ...
همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد...
ارسال توسط هیات محبان اهل بیت علیه السلام | تاریخ : دوشنبه 6 تیر 1390 |
نظرات ()